
متن های کوتاه غمگین، زیبا و تأثیرگذار
سکوت …
نشانه داشتن آرامش نیست
آدما هرچه بیشتر
لبریز میشن
ساکتتر میشن …
تقصیر من نبود که عاشقت شدم
من فقط
در مدار خودم میچرخم …
تقصیر تو بود که خورشیدی
…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…
⟨ ۳ ⟩
هیچ گاه نفهمیدهام
دوست داشتن چرا این همه
غم انگیز است
هیچ گاه نمیفهمم چرا میگویند
آدمها با قلبهایشان عاشق میشوند
وقتی که من همیشه عشق را
در گلویم احساس میکنم.
…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…
به این فکر میکنم
لالاییهای ِ مادرم
زیر کدام بـالشتک کودکیهایم جا مانده؟
شاید هنوز بشود آسوده خوابید…
…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…
⟨ ۵ ⟩
سنگینی تنهایی از نبودن دیگری نیست!
سنگینی تنهایی به خاطر جدایی از خود است
آنکه دلت برایش تنگ شده، خودت هستی
خستهام
همه میگویند کوه کندی؟
ولى …
هیچکس نمیداند دل کندم
از کسى که همه کسم بود …!
…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…
⟨ ۷ ⟩
آرامتر سکوت کن
صدای ثانیههای بی تو
بد جور آزارم میدهد
…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…
⟨ ۸ ⟩
کاش میشد
برگردی و ببینی
چشمانم چگونه تقاص
تمام بیخیالیهایت را پس میدهند.

تو هم تلخ بودی
تلخ درست مثل قطرههای فلج اطفالی
که در کودکی به خوردم میدانند
غافل از اینکه این بار تلخی توی دلم را فلج کرد.
…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…
این روزها از کنار من که میگذری احتیاط کن
هزاران کارگر در من مشغول کارند
روحیهام در دست تعویض است!
سالهاست منتظر آمدن
روزهای بهترم.
ولی نمیدانم چرا هنوز هم
دیروزها بهترند …
…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…
باران ..
فقط ..
همین جایی از قصّه؛ که من ایستادهام میبارد!
دو قدم این طرفتر ..
دو قدم آن طرفتر ..
همیشه آفتاب است!
…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…
کوهم، ولی ..
پس لرزههای نبودنت
استقامتم را
به بازی گرفتهاند …
سیاوش_صیّاف
…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…
⟨ ۱۴ ⟩
در این روزهای سنگین تنهایی
تنها کافیست باران بزند؛ که یاد تو باز هم
از هزاران فرسنگ
در آبادی دل من، آشیانه کند!
…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…
⟨ ۱۵ ⟩
منم آن شکسته سازی که
توام نمینوازی
چه فغان کنم ز دستی
که گسسته تار ما را
آرام بخشها
حافظهام را پاک کردهاند ….
اما دلم میگوید
من کسی را
بسیار دوست میداشتم …!

مثل سیگار نصفه افتادم
در جهانی که پمپ بنزین بود…
…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…
خنجرت را از سینهام بیرون بکش
بگذار زندگی کنم!
عطرت را از پوست تنم بگیر
بگذار زندگی کنم!
…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…
⟨ ۱۹ ⟩
هر کس …
یـا شب میمیرد.
یـا روز ..
من.
شبانه روز!
…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…
آنگونه که تو رفتی
هیچ آمدنی جبرانش نمیکند …
ناگهان دلت میگیرد
از فاصله بین
آنچه میخواستی
و آنچه که هستی
…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…
⟨ ۲۲ ⟩
بی خود منتظرت هستم و هربار
که صدای به هم خوردن در را میشنوم
از جا میپرم …
بی خود دلم را خوش کردهام
به پیراهنی مانده روی بند
تو ناگهان رفتی و بادها
هر روز هم که بیایند
چیزهایی که بردهاند را
هرگز بر نمیگردانند!
…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…
⟨ ۲۳ ⟩
غمگینم
و انگار آسمان هم
هوای تو را دارد
که اینطور شبیه من میبارد …
…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…
خودتان را برای دیگران
آرام آرام ورق بزنید.
چون اگر تمام شوید
سریع میروند سراغ دیگران!

ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺩﻭﺭ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺭﺍ
ﻫﺮﮔﺰ ﻧﺨﻮﺍﻫﻢ ﺷﻤﺮﺩ
ﺗﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﮕﻮﯾﻢ
ﻫﻤﯿﻦ ﺩﯾﺮﻭﺯ ﺑﻮﺩ.
شک ندارم
…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…
⟨ ۲۷ ⟩
رفتی و از آن همه بودنت
جا مانده دست خطی به روی دفترم
آنگاه که نوشتی:
بی تو پای رفتن ندارم!
…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…
این روزها تلخ میگذرد، دستم میلرزد از توصیفش
همین بس که:
نفس کشیدنم در این مرگِ تدریجی، مثل خودکشی است
با تیغِ کُند.
…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…
پنج انگشت دارم
که از خودم به تو وابستهترند …!
نیستی که ببینی
چه اعتصاب سردی از نبودنت کردهاند!
…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…
شاید قانون دنیا همین باشد.
من صاحب آرزویی باشم که شیرینی تعبیرش از آن دیگریست …
تقویم امسال هم…
با تقویم پارسال…
هیچ فرقی نمیکند…
وقتی…
زندگی…
تـا اطّـلاع ثانوی …
تعـطـــیل اسـت!
…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…
گاهی وقتها آنقدر از زندگی خسته میشوم که دلم میخواهد قبل از خواب
ساعت را روی “هیچوقت” کوک کنم…

عشق
قصهای بود که مادربزرگ شبهای زمستان برایم میبافت
یکی از رو، دو تا از زیر
بالاپوشی که هیچگاه گرمم نکرد!
…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…
حال این روزهایم
گفتنی نیست.
ولی بی تو
کماکان در من نفسی هست
دلی هست.
ولی جانی نیست
…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…℘…
گاهى … دلت”به راه” نیست؟!
سخن آخر
منبع: ستـــاره