جالبز: خیلی از افراد همانند فائزه هاشمی معتقد هستند که آیت الله هاشمی رفسنجانی، در حضور و به پای صندوقها رفتن مردم، نقش موثری داشت و نبود شخصی مثل او، در انتخابات پیش رو تاثیر گذار خواهد بود.
میثم هاشمخانی نوشت: در قضاوتی منصفانه، باید بپذیریم که مرحوم آیت الله هاشمی، اگرچه در ایجاد برخی از بزرگترین چالشهای کشور نقش داشت، اما در حل برخی از بزرگترین چالشهای اقتصادی و اجتماعی و سیاسی و دیپلماتیک کشور نیز، پیشگام بود. در اینجا به مرور ۵ درس دهه پایانی زندگی ایشان میپردازم؛ درسهایی که برای همه دغدغهمندان اعتلای ایران، فارغ از نگاه سیاسیمان، میتواند مفید باشد:
در پاییز ۸۹ همراه حدود ۲۰ نفر از پژوهشگران اقتصادی جوان ملاقاتی با آیت الله هاشمی داشتیم. ایشان حدود ۲ ساعت با دقت نقدهای اقتصادی و سیاسی و اجتماعی ما را شنیدند، نقدهای تند و تیزی که اکثرا هم با ناامیدی شدید همراه بودند. در پایان، ایشان بدون ورود به محتوای نقدهای ما، اشاره کردند که تجربیات عمر ۸۰ سالهشان را میتوان در چند نکته مهم خلاصه کرد که برای همه جوانان پردغدغه و تنداحساسی که دلنگران سربلندی ایران اسلامی هستند، مفید است:
۱- اعتراف و اصلاح اشتباه، مهمترین نماد شهامت است:
«هیچ یک از ما معصوم نیستیم. کسی که هیچ گاه نمیپذیرد که اشتباه کرده، گویی نعوذ بالله خود را در جایگاه معصومین میداند. باید بدانیم که هر چه یک فرد تاثیرگذارتر باشد، تبعات اشتباهاتش هم مخربتر است؛ بنابراین هر زمان که متوجه اشتباهمان شدیم، باید هیچ زمانی را تلف نکنیم، بلافاصله به اشتباه خود اعتراف کنیم و برای اصلاحش از جان و دل مایه بگذاریم»
۲-ارتقای دانایی «مردم» بر اصلاح «سیاستمداران» اولویت دارد:
«مهمترین ضامن پیشرفت مستمر کشور، این است که رشد مستمر در سواد و دانایی عامه مردم ایجاد کنیم. اگر تک تک مردم دانا و داناتر شوند، حتی حاکمیت «سیاستمداران کم دانش» هم نمیتواند روند پیشرفت کشور را مختل کند. خیلیها از جمله خود من، بخش زیادی از عمر و آبروی خود را صرف کردیم که سیاستمداران کشور داناتر بشوند. اگر این عمر و آبرو را برای افزایش دانش عمومی مردم صرف کرده بودیم، نتایج مثبتتر و پایدارتری در جامعه حاصل میشد. مهمترین ماموریت نخبگان جامعه باید بر تحقق حدیث نبوی اطلبو العلم منالمهد الیالحد متمرکز باشد»
۳- آبیاری درخت امید، ماموریت مغفول فرهیختگان است:
«برای انسانی که توکل بر خداوند دارد، تزریق ناامیدی به جامعه، معصیتی نابخشودنی است. متاسفانه سالهاست که بخشی از فرهیختهترین مردم ما، مرتبا ناامیدی را به جامعه تزریق میکنند. وقتی میگوییم خانه از پای بست ویران است، ناخودآگاه امید و نشاط را از افراد پرتلاش و تاثیرگذار جامعه میگیریم. وقتی این افراد ناامید شدند، خود به خود جامعه به قهقرا میرود»
۴- حفظ «نظام» و تثبیت «نظم» جامعه، زیربنای هر اصلاح اجتماعی «پایدار» است:
«در ۱۵۰ سال اخیر معمولا گفتمان غالب روشنفکران، گفتمان “تغییر نظام” بوده است و تاکید کردهاند برای حل مشکلات جامعه، راهی نداریم جز اینکه فلک را سقف بشکافیم و نقشی نو در اندازیم. حتی اگر وضعیت ۳ ماه بعد از انقلاب مشروطه و یا ۳ ماه بعد از انقلاب اسلامی سال ۵۷ را مرور کنیم، میبینیم که بلافاصله بعد از وقوع انقلاب، باز هم گرایش غالب در محافل روشنفکری این بوده که باید نظام را عوض کرد. اما اگر دقیقا تاریخ ۱۵۰ سال اخیر را مرور کنیم میبینیم که تاثیرگذارترین تحولات کشور اتفاقا در زمانهایی پدید آمدهاند که ثبات در نظام حکمرانی داشتهایم، حرکات تندروانه مهار شده، و اصلاحات تدریجی پایدار در جامعه جاری شدهاند»
۵- دوره مباحثه درباره سانسور، به پایان رسیده است:
«از ابتدای انقلاب، همواره عدهای از مقامات ارشد نظام از سانسور شدید حمایت میکردهاند و عدهای هم با اشاره به سیره معصومین، معتقد بودند که حتی برای متفاوتترین اندیشهها و شدیدترین نقدها هم، تا زمانی که علیه نظام دست به سلاح نبردهاند، باید آزادی کامل قایل شویم. اما امروزه باید بپذیریم که صرف نظر از اینکه دیدگاه کدام گروه درباره سانسور «صحیح» باشد، به دلیل سرعت بالای رشد تکنولوژی به ویژه توسعه اینترنت، دیگر سانسور دیدگاههای منتقد اساسا «امکانپذیر» نیست. بهعنوان فردی که کل زندگی و کل آبروی خود را خرج این نظام کردهام، معتقدم که ایجاد آزادی رسانهای حداکثری، نماد اعتماد به نفس بالای دلبستگان نظام نسبت به قوت فکری ارزشهای جمهوری اسلامی خواهد بود»
انسانهای بزرگ، هم خطاهای بزرگ دارند و هم منشا خیرهای بزرگ هستند. اما صرف نظر از بررسی خطاها و خیرهای آیتالله هاشمی، به نظر میرسد که وی در دهه پایانی عمر خود، تلاش فراوانی برای رعایت هر ۵ نکته فوق انجام داد.