جالبز: در مطلب زیر رشته توئیتی از کاربری به نام «جردن» را برای شما آوردهایم که داستان مرد ایرانی روایت میکند که ۱۸ سال در فرودگاه زندگی کرد. این روایت یک سرگشتگی است. سرگشتگی پناهجویی که حاضر نیست گذشته خودش را بپذیرد، هویت خودش را به عمد گم کرده و در جست و جوی یک هویت تازه است.
داستان مهران کریمی نصیری یا به قول خودش «سِر آلفرد» داستان «بیگانه» شدن و بی وطن شدنه. ایشون متولد ایرانه و پدرش پزشکی در شرکت نفت بوده. (به گفتهی خودش) وقتی پدرش میمیره مادر بهش میگه که در واقع مادرش نیست و مادرش یه زن اسکاتلندیه که با پدرش بوده یه مدتی و به قول خودش از خونه پرتش میکنن بیرون. از طرفی، چون تو اعتراضات علیه شاه دست داشته.
شهروندیش رو لغو میکنن (بازم از قول خودش)، ولی شواهد نشون میده که چنین چیزی گویا صحت نداره.
خلاصه ایشون سال ۱۹۸۸ از ایران میره به فرانسه که بعد بره به انگلیس که بتونه مادرشو پیدا کنه، ولی تو فرودگاه نمیتونه پاسپورتی ارائه بده و برش میگردونن به فروگاه شارل دوگل پاریس.
پلیس فرانسه اجازه ورود به خاک فرانسه رو که نمیتونسته بده و ایرانم که کلا از نظر خودش کلا رو هوا بوده. ولی خب موندن تو فرودگاه هیچ قانونی رو لغو نمیکرده پس اجازه میدن که آقا مهران چند روزی تو فرودگاه بمونه تا تکلیفش روشن شه. ایشون ادعا میکرده که تمام مدارکش رو هم ازش دزدیدن.
در طی این مدت هی از ایران و ایرانی بودن به حدی متنفر میشه که اصولا نمیخواسته فارسی صحبت کنه و حتی اسمشو هم از چیزی که بوده سعی میکرده به “سِر آلفرد” عوض کنه و حتی فرانسه و بلژیک بهش پیشنهاد شهروندی میدن، ولی چون باید امضا میکرده که ایرانیه این کارو نکرده و ترجیح داده که تو همون فرودگاه بمونه یا انگلیس بهش شهروندی بده. حتی گویا برادراش هم دوبار میان دنبالش، ولی ادعا میکرده که نمیشناستشون. خلاصه آلفرد روی میز قرمز به مدت ۱۸ سال زندگی میکنه و همونجا حموم میره و غذا میخوره و روزنامهها رو میخونه.
خلاصه بعد مدتها بیوگرافی شو همونجا مینویسه و کتابشو چاپ میکنه و یکم پول در میاره و بعدش هم استیون اسپیلبرگ فیلم ترمینال رو با بازی تام هنکس و در ارتباط با آلفرد میسازه و حدود ۲۵۰ هزار دلار هم از این بابت بهش میدن. البته داستان آلفرد رو هر جا بخونی یه ورژنی ازش هست، چون خودش داستان زندگیشو به طرق مختلفی تعریف کرده و گویا از بیماری روانی رنج میبرده که در آواخر حضورش در فرودگاه بیشترم شده بوده. خلاصه سال ۲۰۰۶ یه مشکل قلبی پیدا میکنه که با آمبولانس میبرنش بیمارستان و بعدش، چون شرایطش خوب نبوده دیگه به فرودگاه بر نمیگرده و توی پاریس و در یک مرکز نگهداری از بیخانمانها میمونه. گویا دیگه از اینجا به بعد کسی نمیدونه که آلفرد داستان ما چیکار کرده و الان زنده س یا نه. من فیلم The Terminal رو قبلا دیده بودم و واقعا نمیدونم چرا داستانش رو عوض کردن و زندگی آلفرد رو مستقیما فیلم نکردن.
تو داستان آلفرد شاید پای یه بیماری روانی وسط بوده، شایدم آلفرد فقط یه ماجراجویی بوده که دوست داشته معروف بشه، شاید سر آلفرد «بیگانه» شده بوده و شاید انقدر آزار دیده بوده و بهش شوک وارد شده بوده که سعی میکرده کس دیگهای باشه.