برای داشتن صنعت خودرویی که حداقل استانداردهای اقتصادی را دارا باشد لازم است تا هم تولیدکننده خودرو باشیم هم درب بازار را به روی واردات خودرو بگشاییم، نه تخته کردن صنعت خودرو نسخه شفابخش است و نه چهار قفله کردن درب واردات خودروهای به روز خارجی می‌تواند به رشد صنعت خودرو منتهی شود.
 
در طول ۲۰۰ سال اخیر که تلاش‌هایی برای صنعتی سازی کشور توسط برخی مقامات دلسوز ایران انجام شده، همواره مانعی بزرگ پیش روی این اشخاص وجود داشته است. این مانع بزرگ نیز چیزی نبوده است جز عادت زشت ایرانیان به آماده‌خواری و تنبلی و تن‌پروری.

این عادات زشت آنچنان پررنگ بود که در بیشتر کتبی که از گذشته ایران توسط جهانگردان و تاریخ نگاران خارجی نوشته شده است ردپایی از آن با ذکر نمونه و مثال وجود دارد.

عادت ایرانیان به آماده خواری، مصرف گرایی، دوری از کار سخت، عدم تمایل به تولید و صد البته علاقه وافر به دلالی همان چیزی است که هر چند دهه‌ها تلاش بسیاری برای ترک آن انجام شد اما هرگز این تلاش‌ها موفق نبود و این عادات زشت اجتماعی به بخشی از وجود ما ایرانیان تبدیل شده است که تا امروز نیز همچنان ادامه دارد.

بهترین نمونه از این دست نوشته‌ها نیز در نوشته شاردن که در زمان صفویه به ایران آمد نمود پیدا می‌کند.

شاردن می‌نویسد: ایرانیان به سودجویی نامشروع و درآمد غیر کار علاقه وافری دارند.

فرهنگ ما کار سخت را ملحق به خر و گاو و کار کردن را به جان کندن و یا باریک کاری و صنعت را کاری خرانه می‌داند و این همان پاشنه آشیلی است که با وجود افرادی همچون امیرکبیر، این کشور نتوانست تبدیل به یک کشور صنعتی شود و بعد از گذشت دهه‌ها همچنان ما یک کشور مصرف کننده، واردکننده و با صنعتی دست و پا شکسته هستیم.

اتفاقات صنعت خودرو ایران نیز می‌تواند مهر تاییدی باشد بر این عادت دیرینه ما از علاقه به آماده خواری و تنفر از تولید و انجام کار سخت.

اصرار به تعطیلی خطوط تولید و شرکت های خودروسازی با توجیهات مختلف آن هم از زبان مقامات لشگری و کشوری نیز از همین امر نشات می‌گیرد چرا که مدیران ما نیز از دل این جامعه با همین خصوصیات اجتماعی بلند شده اند.

تمایل به تعطیلی خودروسازان و جایگزینی محصولات داخلی با خودروهای وارداتی با کیفیت هر چند با گسترش شبکه های مجازی در پوشش های جذاب به خورد جامعه داده می‌شود اما به واقع همان چیزی است که با نام تنبلی و علاقه به دلالی در وجود ما نهادینه شده است.

اینکه برخی تعطیلی صنعت خودرو و اتکا به واردات را در پوشش‌های جذاب محیط زیستی و اقتصادی تبلیغ می‌کنند نیز راهی برای کسب سود بیشتر با کار کمتر است که باز هم مهر تاییدی بر یک مشکل تاریخی است.

البته دسته‌ای از این افراد این مسیر را دانسته انتخاب کرده و بر اساس دستورات خارجی ادامه می‌دهند اما بیشتر افراد تحت تاثیر تبلیغات منفی دسته نخست و مشکلات اقتصادی چنین خواسته ای را مطرح می‌کنند.

واقعیت این است که تولید خودرو در داخل کشور و واردات حساب شده خودروهای خارجی دو بال و موتور محرک پیشرفت صنعت خودرو و به طور کلی هر صنعتی است که بی‌توجهی به هر یک از آنها می‌تواند نقش مخربی داشته باشد.

اینکه امروز برخی می‌کوشند واردات خودرو را در مقابل تولید خودرو قرار دهند مسیر اشتباهی است که با بهره‌گیری هوشمندانه از ریشه‌های تاریخی رفتار اجتماعی ایرانیان اهداف دیگری را دنبال می‌کند و متاسفانه ضعف‌های ساختاری و سوء مدیریت در صنعت خودرو ایران نیز حکم سوخت و انرژی را برای آن داشته است.

برای داشتن ایرانی آباد با آینده‌ای روشن برای نسل های آینده لازم است تا از عادت پشت میز نشینی دست برداریم و با کار سخت به ساخت و احیای ایران بپردازیم. این مسیر هر چند سخت و پردست انداز است اما همچنان زمان برای عبور از آن در اختیارمان است.