جالبز | بخش سرگرمی – مستمری در واقع مبلغی است که دولت ماهانه یا سالیانه به افراد مختلف پرداخت میکند. این واژه در جدول کلمات متقاطع معانی مختلفی داشته که در ادامه به بررسی لغت مستمری در جدول خواهیم پرداخت.
معادل کلمه مستمری در جدول
معادل کلمه مستمری در جدول چهار حرفی
- راتب
- حقوق
معادل کلمه مستمری در جدول پنج حرفی
- مقرری
- واجبی
- مواجب
- جامگی
معادل کلمه مستمری در جدول شش حرفی
- راستاد
مستمری و مقرری در جدول: راتب
مستمری روزانه در جدول: جیره
مستمری و جیره در جدول: ورستاد
درآمد و مستمری در جدول: عایدی
وظیفه مستمری در جدول: جرا
مستمری در فرهنگهای زبان فارسی
فرهنگ معین: (~.) [ع.] (اِ.) حقوق ماهیانه، مواجب.
لغت نامه دهخدا: مستمری. [م ُ ت َ](ع ص) نعت فاعلی از استمراء. رجوع به استمراء شود.
فرهنگ عمید: حقوق و مواجب دائمی و همیشگی، ماهیانه،
فرهنگ فارسی هوشیار: (صفت اسم) آنچه از جنس و نقد که دولت سالیانه یا ماهیانه تا پایان حیات بماموران خود دهد.
فرهنگ فارسی آزاد: مُستَمِرّی، اصطلاحی فارسی و به معنای مقرری مالی است که به طور مرتب و دائم به فردی پرداخت می گردد.
مترادف و متضاد زبان فارسی: جیره، حقوق، حقوق بازنشستگی، راتب، راتبه، رسم، شهریه، عطیه، ماهیانه، مشاهره، مقرری، مواجب، وظیفه
معادل کلمه مستمری در زبانهای دیگر
انگلیسی: allowance , pension
آلمانی: toelage
ایتالیایی: indennità
فرانسوی: allocation
ترکی: ödenek
عربی: راتب
مستمری در ایران
بازنشستگی و گرفتن مستمری در ایران به بیش از ۱۰۰ سال پیش و زمان قاجار باز میگردد.
طبق این قانون پدر، مادر، عیال و اولاد و نوادگانی که تحت تکفل مستخدم متوفی بودند جمعاً از نصف حقوق ماهانه کارمند استفاده میکردند و سهم اناث از حقوق وظیفه معادل نصف سهم ذکور تعیین شده بود. حصر وراث قانونی به صورت فوق به صورتی که فقط شامل افراد نفقه بگیر خانواده میگردید و تعیین سهم اناث از وظیفه برابر نصف سهم ذکورنشان میدهد که قانون مذکور متاثر از اصول مذهبی بوده است.
خوانندگان گرامی چنانچه معادل کلمه مستمری در جدول لغات دیگری مشاهده کردید میتوانید با ارسال آن در قسمت نظرات این صفحه را به روز رسانی نمایید.
منبع: ستـــاره