خراسان/  دختری 19 ساله و پشت کنکوری هستم که سال اول کنکورم، مدام منتظر بودم اتفاق بدی بیفتد تا من کنکور را خراب کنم که البته اتفاقات بدی هم افتاد و کنکور را خراب کردم. الان هم که برای کنکور امسال می خوانم، مدام فکر می کنم قرار است یک نفر بمیرد یا چون به تازگی مراسم عروسی داشتیم، قرار است یک نفر تصادف کند و بمیرد تا آن عروسی به کام همه مان تلخ شود. هر روز صبح با عذاب وجدان به خانواده ام نگاه می کنم. خسته شدم.

پاسخ
انتظار اتفاقات بد و ناراحت کننده به اندازه و گاهی بیشتر از خود آن اتفاقات برای ما دردناک و مهلک هستند. تجربه انتظار بدبینانه طولانی مدت برای اتفاقات سختی که پیش بینی دقیقی از زمان و چگونگی وقوع آن ها داریم، تجربه تلخی است که به شما توصیه می کنم به صورت حضوری با یک روان شناس در این باره صحبت کنید و به کمک وی به ریشه های شکل گیری و نحوه حل آن بپردازید. امیدوارم توضیحاتی که در ادامه مطرح می شود، در این مسیر به شما کمک کند.

ریشه این انتظار کجاست؟
به این سوال فکر کنید که انتظار رخ دادن اتفاقات بد در سال کنکور شما، از کجا نشئت می گیرد؟ آیا عامل محرکی در گذشته سبب شکل گیری چنین انتظاری شده است؟ به طور کلی، شما درباره بیشتر رویدادهای دنیا پیش بینی خوش بینانه، واقع بینانه یا بدبینانه ای دارید؟

تفسیر کردن رویدادها بر اساس باورهای شناختی
باورهای شناختی، فرض های هر فردی هستند که نه تنها برای تعیین نحوه واکنش ما در قبال دیگران، بلکه برای تأمین چارچوبی جهت درک موقعیت های زندگی استفاده می شود. بر اساس این فرض ها و قوانین، ما وقایع دنیا را تفسیر می کنیم. به طور مثال یکی از باورهای شناختی برخی افراد، این است که «آینده ناامید کننده است». بنابراین این افراد رویدادهای پیرامونی را بر مبنای همین باور شناختی خود یعنی منفی و ناامید کننده بودن آینده تفسیر می کنند و معنا می دهند. با خودتان این موضوع را واکاوی کنید که انتظار بروز اتفاقات دردناکی همچون تصادف و فوت عزیزان و به تبع آن، خراب کردن کنکورتان، رویکرد همیشگی شما در تفسیر وقایع پیرامون و پیش بینی رویدادهاست یا راهی است که ناخودآگاه شما برای فرار از درس خواندن انتخاب کرده اید؟

دو خطای شناختی مهم
پیشگویی: گاهی افراد بدون دلیل کافی، آینده را پیش بینی می کنند و منتظر آن هستند که اتفاق ناگواری برای خود یا اطرافیان شان بیفتد. مانند: «این امتحان را خراب می کنم»، «امسال حتما اتفاق ناگواری می افتد». به عنوان فکر جایگزین به خود یادآوری کنید که هنوز شاهد محکمی برای وقوع اتفاقاتی که منتظرش هستید، ندارید و آن چه به فکرتان رسیده، بیشتر فکر شماست تا مستنداتی محکم برای آینده. به خودیادآور شوید که نمی توانید بدون مدرک، آینده را پیش بینی کنید. پیش از نتیجه گیری سریع به مقدار کافی بیندیشید. به ارتباط منطقی بین مسائل فکر کنید: به عنوان مثال صرف این که به تازگی مراسم عروسی داشته اید، نمی تواند دلیلی برای تصادف یا مرگ عزیزان باشد.
فاجعه سازی: در فاجعه سازی، فرد اتفاقات بدی را که برای او افتاده است یا آن که گمان می کند شاید بیفتد، بسیار بدتر از آن چه واقعاً هست درک می کند. مثلا فکر کند «اگر بمیرم بهتر است تا آن که در کنکور قبول نشوم». به عنوان فکر جایگزین از خودتان بپرسید که آیا من درباره نتایج منفی این موضوع بیش از اندازه اغراق نمی کنم؟ با خودتان بگویید: «به این واقعه تنها به اندازه واقعی اش اهمیت می دهم. درست است که اتفاقات بدی در سال قبل افتاده اما آیا واقعاً به آن بدی است که من تصور می کنم و می تواند همه جانبه کنکورم را تحت تاثیر قرار دهد؟».
نویسنده : فرزانه شهریاردوست | کارشناس ارشد روان شناس بالینی